اسم منو دیگه نیار
جلو چشام دیگه نیا
آی دختره آی بی حیا
بد جور ازت بدم میاد
برو بشین با یار
بشین براش هی ناز بکن
لیاقتت همینه که
باشی با این بچه نه نه
برو با اون ابرو قشنگ
از سرتم زیادیه
اسم منو دیگه نیار
اون روز اعصابم قاطیه
بختت بسوزه آسمان
دیگه شده آخر زمان
توو این همه خلق خدا
ببین کی شده رقیب ما

رفتم صبح دانشگاه ... حسین زنگ زده بود گفت که دانشگاهم بیا ببینمت
رفتم ...با هم بودیم ... رفتیم سایت ... بر حسب اتفاق رامتین سلطانی
همونی که ازش متنفرم رو دیدم ... باهاش خوش و بش کردم...
داشت با وبلاگش بازی میکرد... بهم گفت بیا این نظرارو ببین ... دیدم
از طرف نسترن ... ناراحت شدم اما به روم نیاوردم تا اون احمق بفهمه
بعدش گفت اینا چیزی نیس که تازه داریم هر شب اس بازی هم
میکنیم...گوشی شو درآورد و اس ام اس هاشو نشونم داد
چشام لرزید ... پر اشک شد ... یواشکی و یهو زدم از سایت بیرون ...
بدون اینکه حسین بفهمه یه ذره اشکام دیگه ریختند ... دلم بد جور گرفت
نمیدونستم چی کار کنم ... با خودم میگفتم یا امام حسین یعنی واقعا انقده من
توو انتخابم اشتباه کردم ... یعنی انقده من ساده بودم ...
دیگه کارم به جایی رسیده که اون بچه نه نه(رامتین) بهم متلک میندازه که
بیا و اینارو ببین... نوش جون هر دو تاتون...
نمیتونم چیزی بنویسم ...
اما من دلم از سنگ نیست که ...
به خدا دل منم گاهی وقتا نفرین میکنه ...
گاهی وقتا گلایه میکنه ...
گاهی وقتا منم دلم میشکنه...
چرا آخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
من فقط توو این موندم
نسترن تو رو قسم به جون خاطره
آخه واقعا چجوری دلت اومد
یعنی واقعا دلت اووومد؟؟؟؟
من هنوزم باور نمیکنم
به خدا تو همچین ادمی نیستی...
من مطمئننم...
........................................................
با صدام میام همه جا تو رو مینویسم
روی آینه گریه هام گونه های خیسم
ای که معنیه اسم تو آسمون پاکه
ریشه صداقتش زیر پوست خاکه